![]() |
![]() |
|
|
سلام خوبيد؟
تو تير ماه باشي و باران بيايد.خيلي حال مي ده اونم تو شهر كويري اي مثل كاشان.بارونو دوست دارم هنوز..توخلوت پياده رو ...! زير باران بايد رفت/فكر را، خاطره را،زير باران بايد برد/دوست را زير باران بايد ديد/عشق را ،زير باران بايد جست/زير باران بايد چيز نوشت،حرف زد،نيلو فر كاشت/زندگي تر شدن پي در پي/زندگي آب تني كردن در حوضچه اكنون است. سهراب سپهري خدايا شكرت به خاطر باران رحمتت.
اين بارونه و ديدن بعضي انحرافات بهانه اي شد تا ربطش بديم به كارهامون.قسمتي از چيزهايي كه بر سرمان مي آيدمربوط مي شه به كارهامون.والله اعلم...
< اي مردم! اگر دست از حمايت يكديگر، در ياري حق بر نمي داشتيد و براي تضعيف و زبون ساختن باطل، سستي نمي كرديد،هيچگاه آنان كه در پايه شما نيستند در نابودي شما طمع نمي ورزيدند و هيچ نيرومندي بر شما قدرت نمي يافت. > نهج البلاغه خطبه 166
والسلام. |
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 15:12 توسط عليرضا صدوقی |
|
|
صفحه نخست ايميل عليرضا آرشيو |
| درباره وبلاگ |
در این غروب بی کسی
در این کوچه پس کوچه های حیرانی در این لحظات دلواپسی در این ثانیه های صبوری در این سالهای مهجوری دل ها به هوای تو در تلاطم است. از آن هنگام که عقد خود بر سینه ام افکندی وشکوفه ی محبتت بر درخت خزان زده ی دلم نشاندی در مجمر جانم آتش عشق تو افتاده تو روزی هزار بار از گذرگاه دلم عبور می کنی. در فراقت یعقوب وار می گریم و ایوب گونه شکیب دارم. مهدی جان |
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|