تبليغاتX
بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحيم اَللهّمَّ كُن لِوَليِّكَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيهِ وَ عَلي آبائِه في هذِهِ الّساعه وَفي كُلِّ ساعَة وَليّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناً حَتّي تُسكِنَهُ أرضَكَ طوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً منتظران یوسف فاطمه

به نام خدا

چند حكمت از كتاب حكمتها واندرزهاي شهيد مطهري اينجا آورده مي شود از تعاليم پيامبر عظيم اشان كه اميدوارم مورد استفاده دوستان واقع بشود.

 

السلام عليك يا رسول الله 

 

 

سرمايه خلق نيك

 

رسول اكرم صلی الله عليه و آله و سلم فرمود : " شما البته قادر نيستيدكه همه مردم را با پول و مال از خود راضی كنيد و آنقدر ببخشيد و بپاشيد كه شامل همه بشود ولی می‏توانيد با اخلاق و رفتار خود طوری عمل كنيد كه همه‏ مردم را از خود راضی سازيد " . سرمايه خلق نيك و كار نيك مانند سرمايه‏ مالی محدود نيست كه به دست يك نفر برسد و هزاران نفر ديگر از آن محروم‏ بمانند و بلكه موجب بغض و كينه و نفرت ديگران گردد ، نيك خو و پاك‏ سرشت بودن ، مزين به صفات عالی انسانيت بودن ، خير خواه بودن ، خردمند بودن ، مطيع امر حق بودن ، خدا را بنده بودن ، اينها همگی اموری هستند كه‏ بدون آنكه كسی انتظار داشته باشد يك فايده شخصی از اينها عايد او بشود اينها را دوست می‏دارد .

 

وقتی يك حقيقت ، رفعت و عظمت پيدا كند ، از اختصاص به يك فرد و چند فرد خارج می‏شود ، آيا می‏توان زيبايی و تلالؤ ستارگان را در شب و منظره بديع افق را در شامگاهان و يا نور خورشيد را
در روز در انحصار يك طبقه معين قرار داد ؟ چرا مردان بزرگ بشريت كه‏ معلم و مربی و هادی و پيشرو ديگران‏اند از حدود منطقه و رنگ و نژاد و زبان و خصوصيات يك ملت‏ بالخصوص خارج می‏باشند ؟ برای آنكه عظمت و رفعت آنها آنان را در مقامی‏ قرار داده كه با همه قاره‏ها و منطقه‏ها ، رنگها و نژادها ، زبانها و عادتها نسبت متساوی دارند . در دنيا به اين حقيقت معترف است كه‏ بزرگان علم و دانش و اخلاق و معنويات متعلق به همه جهان می‏باشند .

رسول خدا فرمود : اگر می‏خواهيد وجود شما مثل ابر و باران و ماه و خورشيد نعمت شامل و جامعی بشود كه به همه احاطه پيدا كند ، رفعت و عظمت پيدا كنيد ، چه رفعت و چه عظمتی ؟ رفعت و عظمتی كه از صفات عالی‏ انسانيت برای انسان پيدا می‏شود ، رفعت و عظمتی كه وابسته به مال و
ثروت نيست كه خطر دزديدن و سوختن و غرق شدن داشته باشد ، وابسته به‏ مقام اجتماعی نيست كه با يك تصميم ما فوق يكباره معدوم شود ، رفعت و عظمتی كه با روح و جان شما يكی بشود .

 

 

 

 

تعارفهای دروغين



. . . ] كودك ] چشمش به يك خوردنی يا اسباب بازی در دست ديگری‏ بيفتد بی محابا علاقه مندی خود را ظاهر می‏كند و اگر از چيزی ناراحت بشود فورا جلو گريه را رها می‏كند ، در صورتی كه بزرگسالان تحت تأثير عرف و عادات و به خيال حفظ شئون و شخصيت خود ممكن نيست در چنين مواردی‏ احساسات خود را ظاهر سازند و حتی صاحبخانه هر اندازه اصرار و تعارف كند ميهمان بيشتر اظهار بی ميلی می‏كند .

 

در تواريخ آمده است كه در شب زفاف عايشه كه به سادگی برگزار می‏شد ، كاسه شيری به دست رسول خدا صلي الله عليه و آله داده شد ، آن حضرت بعد از اينكه مقداری از آن شير را تناول فرمود كاسه را به ام سلمه داد و فرمود : ميل كن ام سلمه‏ ، گفت : ميل ندارم . رسول خدا فرمود : هم گرسنگی كشيدن و هم دروغ ؟

يعنی‏ می‏دانم ميل داری و به دروغ تعارف می‏كنی ، عرض كرد : آيا اين هم دروغ‏ محسوب می‏شود ؟ فرمود : بلی .


تعارف ، تا آنجا كه پای عواطف واقعی در كار باشد و مقصود شخص ابراز عاطفه و علاقه و محبت بوده باشد خوب و پسنديده است . زندگی اگر عاری از عواطف باشد خشك و بی روح است ، و از ادب عاطفه و محبت اين است كه‏ مكتوم نماند و به طرف اظهار شود تا محبت او نيز جلب گردد . رسول خدا
فرمود : علاقه‏ای كه ميان تو و دوستت هست آن را زود ظاهر ساز كه رشته‏ دوستی را محكم تر می‏كند . تعارف ، تا آنجا كه به صورت تبادل عواطف‏ واقعی و اظهار محبت صميمی باشد خوب و مستحسن است ، اما ملتهايی كه رشد اخلاقی و اجتماعی ندارند گرفتار انواع تعارفهای دروغين می‏باشند ، دو نفر از آنها كه همراه يكديگر هستند و می‏خواهند به اتاقی وارد شوند يا از اتاقی خارج گردند مدتی با يكديگر تعارف می‏كنند در صورتی كه هر كدام از آنها در دل خود از جلو افتادن ديگری ناراضی است . همچنين است تعارفهايی‏ كه بعضی ميزبانها نسبت به مهمانان می‏كنند ، همه اظهارات بی روح و خشك‏ است ، تصنع و ظاهر سازی است . اين گونه تعارفات داخل در نفاق و دورويی‏
است .

 

 

 

 

 

روح اجتماعی مؤمن

 


رسول اكرم صلی الله عليه و آله جواب سؤالی را در ميان اصحاب و ياران‏ خود به مسابقه گذاشت .

سؤالی كه رسول خدا طرح كرد اين بود : كداميك از دستگيره‏های‏ ايمان محكم تر است ؟ يعنی در ميان وسايل نجات و موجبات سعادتی كه دين‏ مقرر فرموده كداميك بيشتر قابل اطمينان است ؟

 

 

 يكی از اصحاب جواب داد و گفت : نماز ، يعنی نماز محكم‏ترين دستگيره‏هاست ، فرمود : نه .

 ديگری‏ گفت : زكات ، فرمود : نه .

 سومی گفت : روزه ، فرمود : نه .

 چهارمی‏ گفت : حج و عمره ، فرمود : نه .

پنجمی گفت : جهاد در راه خدا ، فرمود : نه .

 هر كسی هر چه به نظرش رسيد گفت و همه پاسخ منفی شنيدند ، فرمود تمام اينها كه نام برديد از نماز و زكات و روزه و حج و عمره و جهاد ، كارهای بزرگ و با فضيلتی می‏باشند ولی هيچكدام از اينها آنكه من می‏گويم‏ نيست ،

 

 

 بعد خودش فرمود : " محكم ترين دستگيره‏های ايمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به‏
خاطر خداست " . ممكن است آدمی ندانسته و به حكم عادت نماز بخواند و يا روزه بگيرد يا زكات بدهد يا به حج برود و يا تحت تأثير يك غريزه طبيعی جهاد كند و دلاوريها به خرج دهد ، ولی تا گوهر وجودش خالص نشود و افكار و احساساتش‏ رقاء و تعالی پيدا نكند ممكن نيست كه به خاطر حق دوست داشته باشد و مهر بورزد و به خاطر حق تنفر داشته باشد و كراهت بورزد ، زيرا دوستی و مهر ورزيدن آن هم برای خدا و رضای خدا چيزی نيست كه عادت بردار باشد .

 

رسول خدا فرمود : مثل اهل ايمان در دوستی متبادل و عاطفه مشترك همانا مثل يك پيكر است كه چون عضوی درد می‏گيرد ساير اعضای جسد بيقراری و همدردی می‏كنند.

جامعه نيز به نوبه خود حيات و ممات دارد ، روح‏ اجتماعی نيز به نوبه خود حقيقتی است از حقايق اين جهان ، اگر روح‏ اجتماعی وجود داشته باشد و جامعه زنده و جاندار باشد بدون شك همدردی و مكاری در آن جامعه وجود دارد ، ديگر در آن جامعه جنس تقلبی برای يكديگر تهيه نمی‏كنند ، به يكديگر كم نمی‏فروشند ، رعايت انصاف و عدالت را می‏نمايند ، در خوشی و ناخوشی ديگران شريك می‏باشند .

 

 

والسلام.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 4:45  توسط عليرضا صدوقی | 

اللهم صل علي محد وال محمد

 

 

سلام بر احمد، بر پيامبر رحمت، خوشيد عالم تاب حکمت، بر پيامبر اعظم محمد (ص)، بر پيامبر عشق، که جاويد کرد سرشت، سخن گفت با عزت، با تمام پابرهنگان بي منت، از عشق گفت و آزادي، از برابري و رادمردي، از پرستش رب، از ستايش حق، از خدايي سخن گفت ماورايي، نهان شده در دلهاي رويايي، خداي بالا و پايين، خداي دارا و فقير، نهان شده ز ديده، عيان شده به دل بريده...

 

خداوند متعال در قرآن كريم كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييرى تا قيامت‏باقى است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است.
    خداوند متعال مى‏فرمايد: «انك لعلى خلق عظيم‏»; (2) اى پيامبر!
    تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.
    نيز مى‏فرمايد: «محمد رسول‏الله و الذين معه اشداو على الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.

 

نام‏هاى پيامبر
    كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟
    گفتم: دو يا سه نام.
    امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.
    
    سپس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمود. نيز فرمود:
    «ذكر» يكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.
    كلبى مى‏گويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (4)
    برخى چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (5)

 

 

خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)


    برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاى‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترين و شريف‏ترين پيغمبرانش، يعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزيند.
    محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزت تولد يافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان‏كردند و حكميان در وصفش انديشه نمودند، او پاكدامنى بى نظير،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.
    حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خويشتن دارى‏هاى رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر ديگر تحويل داداصل و نسبش به ناپاكى آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامى‏ترين نواده (بنى‏هاشم)، شريف‏ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.
    خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد سپس كليدهاى دانش وسرچشمه‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.
    خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، به‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كرد. آن‏هارا براى مردم آشكار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمايى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدايت‏به سوى خدامى‏باشد.
    رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت،بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد وبه خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.
    با برنامه‏ها و انگيزه‏هايى كه براى مردم پى ريزى نمود و مناره‏هايى كه نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خير خواهى كرد، وآن‏ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.

 

 

والسلام.

 

 

 -----------------------------

    پى نوشت‏ها:
    1- حجر، آيه‏9

    2- قلم، آيه 4.
    3- فتح، آيه‏29.

    4- بحار الانوار، ج‏16، ص‏101.
    5- مناقب، ج 1، ص 150.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 3:21  توسط عليرضا صدوقی | 

ميلاد امام حسن مجتبي(عليه السلام) مباركباد.

 

او  به دنيا آمد و ولادت او سر منشا بسياري از خيرات و نعمات بود.چه بسيار سنن اسلامي و

 

مراسم و آدابي كه در سايه ولادت اين عزيز واجرا درباره او به وقوع در آمدند و مردم در سايه عمل

 

پيامبر صلي الله عليه و آله دريافتند كه فرزندان را چه حقوقي در اسلام است:

 

 

 

 

نوزاد را در پارچه اي زرد رنگ پيچيده و به نزد رسول خدا آوردند،پيامبر جامه زرد را از او دور كرد و فرمود پارچه سفيد بر او بپيچند و اين سنتي در اسلام شد.

 

اذان و اقامه را رسول خدا در گوش راست و چپ او خواند و اين سنت تا امروز نيز ادامه دارد...

 

در نامگذاري  فرزند،مستحب است كه از ماه ششم حمل، دو نام براي پسر يا دختر در رحم معين كنند تا كودكي كه به دنيا مي آيد بي نام و نشان نباشد.

 

تراشيدن سر پيامبر  موي سر او را تراشيد و هم وزن آن به مستمندان نقره بخشيد و اين سنتي شد در اسلام كه موي سر فرزندان را بتراشند و به وزن آن نقره صدقه دهند.

 

عقيقه ظاهرا 7 روز از تولد امام  مجتبي گذشته بود و رسول خدا به خانه علي و فاطمه سلام الله عليهما رفت تا به شكرانه اين ولادت مبارك قرباني كنند.

 

 

 

يا كريم اهل بيت نظري كن..

 

 خوش آمدي كه با آمدنت، علي ابوالحسن و با طنين صدايت فاطمه مادر شد.

 

 

 

 

 

***

 

تشكر فراوان از خانم شيدا بابت گذاشتن اشعار زير در بخش نظرات و نيز خانم روزنه بابت عكسها.

اينجا مي گذارم همه بخونند و  استفاده كنند .


 

يا مهدي ادركني       

 

الوعده وفا.........

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد


بخوان دعای فرج را وعافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد


بخوان دعای فرج را ولی زقلب صبور
که صبر میوه شیرین تر از ظفر دارد


بخوان دعای فرج را که با شکسته دلان
نسیم لطف خدا انس بیشتر دارد


بخوان دعای فرج را وناامید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد


بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را شب یلدای غم سحر دارد


بخوان دعای فرج راکه اسمانها را
شمیم غنچه نرگس زجای بر دارد


بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما نیت سفر دارد


بخوان دعای فرج را زپشت پرده اشک
که یار گوشه چشمی به چشم تر دارد


بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
زپشت پرده غیبت به ما نظر دارد


بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد


جواد غفور زاده (شفق)

 

 

سر می نهم به پای تو یا صاحب الزمان

جان میکنم فدای تو یا صاحب الزمان


تقدیم میکنم سر وجان را زفرط شوق
گر بشنوم صدای تو یا صاحب الزمان
 


آری صفای مجمع سوته دلان همه
می باشد از صفای تو یا صاحب الزمان


کی می شود به دیده ما جلوه گر شود
رخسار حق نمای تو یا صاحب الزمان؟


کی از کنار بیت خدا می شود بلند
آن صوت جانفزای تو یا صاحب الزمان؟

 


 

 

 

والسلام. 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 20:23  توسط عليرضا صدوقی | 

تسليت: شهادت حضرت امام موسي كاظم(ع)

تبريك: مبعث پيامبر اعظم(ص)

شفيع مطاع نبي كريم 

 قسيم جسيم  نسيم وسيم

 

چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان

چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان

 

بلغ العلي بكماله  كشف الدجي بجماله

حسنت جميع خصاله صلو عليه وآله

 

اللهم عجل لوليك الفرج

چند لحظه صبر كنيد تا اينجا ديده شود

پيامبر براي رساندن نداي رسالت خويش به ديگران از فاميل شروع كرد.

 

مي گن برا كمك  به ديگران هم اول به تنگدستان فاميل بايد رسيد.(مرحله به مرحله)

 

فاميلت را درياب كه اين فاميل ها بالهاي پروازتوهستند.

                                                                            امام علي(ع)     نهج، نامه31

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 6:50  توسط عليرضا صدوقی | 

در آستانه رحلت امام خميني:

  برسد روزي كه اون وعده مسلم خدا تحقق پيدا كند و مستضعفان مالك ارض بشوند .اين مطلب وعده خداست و تخلف ندارد، منتها آيا ما درك كنيم يا نكنيم بدست خداست.ممكن است در يك برهه ي كمي، وسايل فراهم بشود و چشم ما روشن شود به جمال ايشان.

اون چيزي كه ما در اين وقت در اين عصر وظيفه داريم اون مهم است .همه انتظار داريم وجود مبارك ايشان را، ليكن با انتظار تنها نمي شود بلكه با وضعي كه بسياري دارند انتظار نيست.

ما بايد ملاحظه وظيفه شرعي الهي خود را بكنيم و باكي از هيچ امري از امور نداشته باشيم.كسي كه براي رضاي خدا انشالله مشغول انجام وظيفه است توقع اين را نداشته باشد كه مورد مقبول همه است.هيچ امري مورد قبول همه نيست.

كار انبيا هم مورد قبول همه نبوده است.ليكن انبيا به وظايفشان عمل كردند و قصور در اون كاري كه به آنها محول شده بود نكردند.گرچه مردم بسياري اكثرا گوش ندادند به حرف انبيا.

ما هم اون چيزي كه وظيفه مون هست عمل  مي كنيم وبايد بكنيم گرچه بسياري از اين عمل ناراضي باشند يا بسياري هم كار شكني بكنند.

      قسمتي از بيانات امام در سال 1364

راستي به نظر شما ما چگونه مي توانيم زمينه ظهور آقا را ولو اندك فراهم كنيم و وظيفه ما چيست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 6:10  توسط عليرضا صدوقی | 

ای آفتاب خوبان، می جوشد اندرونم         یکساعتم بگنجان، در سایه عنایت

در این شب سیاهم گم گشت، راه مقصود    از گوشه ای برون آی، ای کوکب هدایت

حافظ

اللهم عجل لولیک الفرج

««««««««»»»»»»»» ««««««««»»»»»»»»

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 22:3  توسط عليرضا صدوقی | 

يا ابا صالح المهدي

 سلام انشالله حالتون خوب باشه.
يه نكته جالب:

هر وقت خواستيد ارزشيابي بكنيد از مردم و اگه خواستيد روي افراد نرخ بزنيد ببينيد قيمتش چنده و چند مي ارزه(مثل اتيكتي كه  رو جنسها مي زنيد) پيامبر(ص) راهش را نشان داده
پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) مي فرمايد:هر وقت خواستيد ببينيد چند مي ارزد؟ ببينيد عاشق چي است؟

يك وقت يكي ، عاشق يك ماشين است، اين به اندازه يك ماشين مي ارزد،يكي عاشق مقام و پست است يا يكي عاشق يك زن ،خانه ، باغ ، امام زمان ، خدا و قرآن است كه هر كدام به آن اندازه مي ارزد.
قيمت معشوقش را بگذار رويش!
هيچي در اين عالم به قيمت خدا نيست، پس عاشق خدا بشويد كه قيمتتان از همه بالاتر است.

يا علي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 5:46  توسط عليرضا صدوقی | 

                               مقام حضرت رقيه_سلام الله عليها

قل لا اسئلكم عليه اجراً الا الموده في القربي

اي حرمت قبله حاجات ما                 ياد تو تسبيح و مناجات ما

با عرض سلام و خسته نباشيد...اينجا خانه يك سه ساله اي است كه هر كه در خانه اش را زد چيزي گرفت و رفت.
يه نكته اي است مي خواهم بگويم و آن اينكه: اگه نعمت را بشناسيد بلديد چطور قدر شناسي كنيد.
الان بدونيد كجا اومديد.اين دانستن براي اين است كه ما استفاده كنيم.
خب براي چي مياييم زيارت؟براي اينكه درست شويم.((با اين خانواده دوست شويم ، دوست شدني كه ما را عوض كند.))

                                   ***

آنشب خرابه شهــر شام از داد گــرديــد               ويــرانه اي بــود وحسيــن آباد گــرديــد
آنشب عروس حجله شب شد سيه پوش              شـد چـلچــراغ گوشه ويــرانه خامــوش
آنشب خـرابه شور وحـال ديگري داشت                 از ســوز دل بـر لب مقـال ديگري داشت
آنشب گـلي را بلبــلي در خــواب مي ديد              با بــوسه از گلــخـانــه او لالــه مي چيد
آنشب سه سـاله راز دل با لالـه مي كرد                ويــرانــه را آيــيــنـــه دار لالــه مي كرد
ناگه سراسيمه زخــواب نــاز برخــاست                 از ناله اش سوزي دگراز ساز برخاست
با عمه مظلومه اش اين گفـتگــو داشت                 در هر كلامش از پدر رازي مگو داشت
گفتــا به عمه، عمــه بـابـايـم كجــا رفت               زينــت فــزاي قلــب شـيـــدايم كجــا رفت
بودم هم اكنون همچــو گـل پهــلوي بابا                گل بوسه هـا مي زد لــبـم بــر روي بابا
گفتم به بابا خيمـه ها را سوخـت دشمن              پيــراهـن ماتـم بــراي مـا دوخـت دشمن
گفــتم به بــابــا روي من گـرديــده نيــلي             از بس كه خوردم از سنان و شمر سيلي
گفــتـم به بــابـــا بــر تنــم باشد نــشــانه            مــانـنـد زهــرا جــاي ضــرب تـــازيــانه
گفــتــم به بــابــا من ز نـــاقه اوفــتـــادم              تنهاي تنـها ســوي صحــرا رو نــهـــادم
گفتـم كسي با من در آن صحــرا نبــودي               از ترس مي مردم اگـــر زهـــرا نبــودي

 

يا علي

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 22:22  توسط عليرضا صدوقی | 

نویسنده :علیرضا

از علي فاصله نگيريد.
حديث:اگر خواستي خودت را امتحان كني راهش را امام صادق (رئيس مذهب) نشان داده.
شيعه ما مي داني كيه؟اوني كه وقتي نام جد ما علي را مي برند قلبش خنك مي شود.
اصلا اسم علي محك است.اگه قلبت مثل گل باز شد.قلبت خنك شد. دلت باز شد بدون اين رگه وصله.رشته متصل است.اما اگه نام علي برده شد و يه چيزيت نشد يه جاي كار خرابه.محك عجيبي است نام علي و علاقه به علي.  اينطور نيست؟

بيا و جان مشتاقان گل افشان كن             به روي خود شب ما را چراغان كن 
                                                                           اللهم عجل لوليك الفرج

يا علي

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 1:56  توسط عليرضا صدوقی | 
 
صفحه نخست
ايميل عليرضا
آرشيو
درباره وبلاگ
در این غروب بی کسی
در این کوچه پس کوچه های حیرانی
در این لحظات دلواپسی
در این ثانیه های صبوری
در این سالهای مهجوری
دل ها به هوای تو در تلاطم است.
از آن هنگام که عقد خود بر سینه ام افکندی
وشکوفه ی محبتت بر درخت خزان زده ی دلم نشاندی
در مجمر جانم آتش عشق تو افتاده
تو روزی هزار بار از گذرگاه دلم عبور می کنی.
در فراقت یعقوب وار می گریم و ایوب گونه شکیب دارم.
مهدی جان

مهمترين نوشته ها
حجاب
امر به معروف و نهي از منكر
شيرين ترين خاطره زندگيم
* كتابهاي رايگان
* پيامبر اعظم
زن-شهيد مطهري
مسئله شناخت-شهيد مطهري
بسيج
* مجموعه صوتي-دانلود
رهبري-شهيدمطهري
مسلمان ايراني يا ايراني مسلمان- مطهري
* پيامبر امـّــي
حجاب2
پيشرفت
پيوندهاي روزانه
صبح سفيد
علي(ويژگيهاي حضرت مهدي_عج)
فريدون(عشق پاك الهي)
منتظرگل نرگس(بوستان منتظران عزيز زهرا)
ز.سلطاني(حوزه علمیه فاطمه الزهراء _شهید دقایقی )
روياالسادات(معصومين)
تشنه معرفت
رضا(يوسف زهرا)
سينا(غايب)
سيد عبدالله(بسم رب الشهدا و الصديقين)
سيد حسن(آموزش عربي)
پايگاه اطلاع رسانی حزب الله شهرکرد
ياسرخدمتي(السلام عليك يازينب كبري)
رويا السادات(ادبيات)
انتظار(ظهور)
سيدروح الله نوربخش(هيئت ديوانگان حسين)
م.يزدي و ثنا ثبوري(فاطمه الزهرا سلام الله عليها)
سيدمحمد(ابوالفضل سلام الله عليه)
سيدمحمدجوادحسيني(نوشته هاي سيد)
سيد(سقاي كربلا)
آواي انتظار(اوخواهدآمدباكوله باري ازعدالت)
ياس سفيد(ياس فاطمي)
محبين بقيه الله(هيئت ختم صلوات بقيه الله استان يزد)
خادم الزينب(آلاء)
محمدمهدي حاجي پروانه(كتابهاي رايگان براي شما)
يادداشتهاي يك طلبه امروزي
يه دوست(سوغات عاشقي)
عاشق مهدي صاحب الزمان(عج)
عبدالمهدي(منتظرم تا كه او برگردد)
پرنده عاشق(ايران سرزميني آباد)
سيده حميده(قرارمون ساعت عشق)
پروانه مهاجر
قافله عشق(چفيه يعني عشق)
گمنام(غروب شلمچه)
محبان آقا(منتظران ظهور)
مريم السادات رضوي(پنجره فولاد)
واله اهل بيت(اي كه اميرحرم دل توئي)
يه منتظرمثل تو(شميم يار)
آواي انتظار(يوسف گمگشته)
ملكه عذاب(عذابهاي جهنم)
محمدجوادرضايي(مجرنما)
فائزه(پيداي پنهان)
مريم(پيامبر آسماني)
پريسا پشنگ(حضرت محمد_ص)
نورا(سرزمين نور)
سارا(سلام علي آل ياسين)
يك بجا مانده(شلمچه)
سعيد(عشق)
سعيد(نسيم ظهور)
حاج آقا داودي(خاطرات باور نكردني يك حاج آقا)
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پيوندها
منتظران یوسف فاطمه
وبلاگ عصر
ماه گرفته
بامداد سعادت
صاحبان درفش سیاه
گره گم
خورشید مغرب
لحظه
صفحات انتظار...
هفت شهر عشق
انا مجنون الحسین(ع)
شیعه یعنی...
نابغه قرن بیست
منتظران وعاشقان آقا
صیغه...)
عجایب خلقت
دردسرزندگی
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی(عج)
گفتار صادقانه
بین الحرمین
میر مهر
آخرالزمان وظهور مهدی موعود(عج)
..::.. لينكهاي ..::..
عليرضا صدوقي_(سابقين)
مرضيه السادات _ (قلم)
ستار...پسر خاله عزيزم
احمدرضاجهانديده_(كاكوشيرازي)
شيدا _ (آن سفركرده)
آواي انتظار_(يوسف گمگشته)
مريم مولايي(همــا راضـي)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
ديجيتال كيوان

<BGSOUND src="http://www.bachehayeghalam.com/media/sound/tavashih06.wma" loop=infinite>

كد نوا