![]() |
![]() |
|
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این غروب بی کسی
در این کوچه پس کوچه های حیرانی در این لحظات دلواپسی در این ثانیه های صبوری در این سالهای مهجوری دل ها به هوای تو در تلاطم است. از آن هنگام که عقد خود بر سینه ام افکندی وشکوفه ی محبتت بر درخت خزان زده ی دلم نشاندی در مجمر جانم آتش عشق تو افتاده تو روزی هزار بار از گذرگاه دلم عبور می کنی. در فراقت یعقوب وار می گریم و ایوب گونه شکیب دارم. مهدی جان |
|
RSS
|