![]() |
![]() |
|
|
سلام از همتون متشكرم بابت ابراز نظرهاتون.بعضي چيزهاست كه بايد روش حساسيت وجود داشته باشه.مثل پوشش و ماهواره و اينترنت و سي دي و... .منم هروقت اگه تونستم و مجالي بود يكي دو پست برا اين چيزها مي زنم فقط جهت آگاهي. لطفا به مطالب زير توجه كنيد بعد خدمت مي رسم:
دكتر شريعتي در باب مقوله حجاب و "چادر" نظر بجايي را مطرح كرده اند كه : " اصل حجاب اسلامي بعنوان يك قانون فقهي يك اصلي است كه هر انسان آگاه و روشني برايش منطقي قابل پذيرش است. اما امروز اين سنت و اين اصل اسلامي چنان مخلوط شده كه در ذهن همه بصورت دو كلمه مترادف ( حجاب – چادر ) در آمده است و آنوقت روشنفكر به عنوان حمله به چادر، به حجاب حمله ميكند! و متقابلاً متعصبين بعنوان دفاع از حجاب، متاسفانه از چادر فقط دفاع ميكنند و هر شكل ديگري را نفي ميكنند و بشدت منكر ميشوند." (1 ) بسياري از روشنفكران ما در باب حجاب سخنها دارند چنانكه استاد مطهري نيز ميگويد : استاد مطهري در كتاب مساله حجاب، ابتدا اصل حجاب را مطرح كرده اند و پس از آن با توجه به مقتضيات فرهنگي و عرف جامعه پوشش را قابل تغيير و انعطاف پذير دانسته اند. در واقع در بحث حجاب ما نبايد سطحي بنگيريم و اصل انعطاف پذيري و تجدد دين را به فراموشي بسپاريم. چه بسيار دختران و زناني كه در جامعه با حجابي معقول و قابل پسند اسلام، زندگي ميكنند اما بيشتر از زنان بي بند و بار، تحميل ميشوند و متهم به ساده انگاري ديني. اين تعصبات نا رواست كه باعث نفرت از دين و حجاب شده و موجبات بهانه گيري هايي مثل محدوديت حجاب، ناحق كردن حقوق زن و قديم بودن دين را موجب ميگردد. مهاجر، استاد دانشگاه(گزارشي از تلويزيون): ببينيد زماني كه شما در يك عصر زندگي مي كنيد كه در آن رانندگي وجود دارد .زن بايد وارد بازار كار شود-بايد وارد بازار خريد شود-بچه را هم با خودش حمل كند شما بايد لباسي را طراحي كنيد كه در عين نگه داشتن زيبائيهاي خودش و وفادار بودن به ارزشها و هنجارهاي خودش امكان تحرك مناسب را در شرايط مختلف را هم بدهد . وقتي يك خانم بخواهد با دندانهايش چادر را نگه بدارد و زير اين چادر هم حتما يك مقنغه اي هم سرش بكند و در دماي 45 درجه هم قرار بگيرد و يك مانتوي مشكي رنگ هم بر تن داشته باشد -طبيعت موجود را دارم عرض مي كنم- اون موقع احتمال رو آوردن به اين الگو كه نسبت به پوششهاي نا بهنجار هست را كمتر مي كند. متناسب با تغييرات شهروندي وافزايش حوزه هاي كاري لباسهايي كه در عين حال كه وفادار به ارزشها باشند طراحي كنيم و توليد كنيم كه اين لباسها بتوانند كاركردهاي ديگري هم توليد بكند.مثال جمع ما مي آيد به لحاظ عقيدتي لباس چادر را قبول مي كند .درسته لباس چادر حجاب برتر است ولي بايد متنوع بشود .پوشش برتر بايدمتناسب با نيازهايي كه يك آقا يا يك خانم به پوشش داره بايدعوض شود.ما اين تنوع پوششي را كه به اصول اساسي وفادار هست را نداريم. من آخرين يافته هاي دانشگاهي را مي گويم:گرايش بالاي 75 درصد به پوششهاي محجبانه اي است كه عفت و شان زن ايراني را نگه مي دارد. بحث پوشاك بحث جدي است.اين بحث در بخش عالي مملكتي است.كه دل مقام معظم رهبري را مي رنجاند و او تذكر مي دهد و مجبور مي شود در يك جمعي تذكر دهد پس مسئله مهمي است
پ.ن: خب چند روز پيش سفري داشتم به تهران.مي گويند پايتخت يه كشور مثه پيشوني است براي انسان.از نظر موقغيت و روبرو شدن با ديگران و خلاصه نمود همه چيزاست و با اون مشخص مي شه چون همه اونجا رو مي بينند. تهران شهر متنوع و بزرگي است. اينم يه خاطره: خانمي رو ديدم كه تو يه مكان عمومي(اتوبوس) صندليش جلوتر از همه آقايون بود.اينقدر به روسري كه چه عرض كنم بهتره بگم چارقد اينقدر ور مي رفت .يبار از اينطرف گره مي زد بازش مي كرد از اون طرف گره مي زد جلوش هم كه باز بود.آخرش هم رهاش كرده بود طوري كه از سرش كنار رفت-سر لخت جلوي اون همه مرد- عين خيالش نبود.خودشو زده بود به كوچه علي چپ.فكر مي كرد هيچكس نيس بهش يه چيزي بگه.تعريف نباشه آقا يه چيزيمون شد(تو كاشون كه 90 درصد چادريندو با حجاب) يكي انگار هُلمون داد بلند شدم به هواي يه كاري طوري رفتم روبش كه فكر كرد باهاش كاردارم.تا بهش رسيدم انگار مثه اونايي كه برق گرفتدشون از كوچه علي چپ پيچيد كنار.خودشو جمع و جور كرد و چارقده رو سر كرد.(البته بعضي هاشون قصدي ندارند ولي ديگه بعضي هاشون شورشو در آوردن و از روي قصد اينكاره اند). آره مي خوام بگم:اگه اين 5 درصد هنجار شكنا كه تو جامعه اي هستند و نمي خواهند عرف رو رعايت كنند و به آزادي ديگران احترام نمي گذارند و به اون 95 درصد كه لااقل دوست دارند كم يا بيش ، ضعيف يا قوي پايبند بعضي چيزها باشند به اينا و حقشون احترام نمي گذارند اگه اينا رو رها كنيم اينا بر جامعه مسلط مي شوند. بهترين راه هم به نظرم امر به معروف و نهي از منكره البته با اصول خاص خودش كه خودتون از من بهتر بلديدش. خلاصه تِرو (تهران) خوش گذشت .جاتون خالي. خب زيادي حرف زدم اميدوارم زياد بيام به وبلاگهاتون و جبرانشو بكنم.وسعی می کنم کوتاه بنویسم.
يا علي.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 5:1 توسط عليرضا صدوقی |
|
|
سلام در ادامه مطالب حجاب از وبلاگ خواهرم محبوبه به يه مطلب خيلي خلاصه از مسئله حجاب مطهري مي پردازم.
ريشه بيشتر انحرافات دينی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افكار و عقايد آنان بايد جستجو كرد . اگر مشكلی در رهنمائی اين نسل باشد بيشتر در فهميدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با منطق و زبان خودش است . و در اينوقت است كه هر كسی احساس میكند اين نسل ، برخلاف آنچه ابتدا به نظر میرسد ، لجوج نيست ، آمادگی زيادی برای دريافت حقايق دينی دارد . در باب علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگونی ابراز شده است :و غالبا اين علتها برای ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . 1- ميل به رياضت و رهبانيت ( ريشه فلسفی ) . 2- امنيت و عدالت اجتماعی ( ريشه اجتماعی ) . ۳- پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروی وی در جهت منافعاقتصادی مرد ( ريشه اقتصادی ) . علل نامبرده در حجاب اسلامی تأثير نداشته است يعنی حكمت و فلسفهای كه در اسلام سبب تشريع حجاب شده نبوده است .(استاد در كتاب يكايك موارد فوق را نقد و به عنوان علل حجاب اسلامي رد مي كند) سيماي حقيقي حجاب حقيقت امر اينست كه در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب - سخن دراین نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عريان ؟ روح سخن اينست كه آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد درست است كه صورت ظاهر مسأله اينست كه زن چه بكند ؟ پوشيده بيرون بيايد يا عريان ؟ يعنی آنكس كه مسأله به نام او عنوان میشود زن است ، و احيانا مسأله با لحن دلسوزانهای طرح میشود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و در حجاب ؟ پس روح مساله ، محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع،، یا آزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است.اسلام طرفدار فرضیه اول است. كتاب مسئله حجاب شهيد مطهري |لينك دريافت كتاب|
خب يادش بخير دوران دانشجويي.حالا كه بهش فكر مي كنم مي بينم عجب دوران شيريني بوده. اين ايام كه مي آيد دانشجوها به فكر پايانترم هستند و كنكوريها كنكور درپيش دارند. براي همه شون آرزو مي كنم كه انشالله با روحيه امتحانات را شروع كنند و با موفقيت به پايان برسانند. يا علي. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 10:21 توسط عليرضا صدوقی |
|
|
سلام
خدا رو شكر فرصت و حالي حاصل شده كه دوباره سلسله كتب شهيد مطهري را مرور كنم.ممنونم از خواهرم محبوبه كه اين كتب را دراختيار من قرار دادند.
ايام تعلق دارد به حضرت زهرا سلام الله عليها. يا علي. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 3:50 توسط عليرضا صدوقی |
|
|
با رفيقم نشسته بوديم.حرف به اينجا كشيد كه آدم بايد قدر پدر و مادر رو بدونه.نگذاره ايشان از ما ناراضي بشوند كه بيچاره مي شه اون بچه.اينو بگم كه رفيقم از همان ابتدا از نعمت پدر و مادر محروم بوده. بهشت زير قدمهاي مادران است.
راستي اين ايام مصادف است با تولد صاحب اين وبلاگ،خانم نرگس كه بهشون تبريك مي گوييم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 9:2 توسط عليرضا صدوقی |
|
|
در آستانه رحلت امام خميني:
راستي به نظر شما ما چگونه مي توانيم زمينه ظهور آقا را ولو اندك فراهم كنيم و وظيفه ما چيست؟ |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 6:10 توسط عليرضا صدوقی |
|
اللهم عجل لولیک الفرج
««««««««»»»»»»»» ««««««««»»»»»»»» |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 22:3 توسط عليرضا صدوقی |
|
|
صفحه نخست ايميل عليرضا آرشيو |
| درباره وبلاگ |
در این غروب بی کسی
در این کوچه پس کوچه های حیرانی در این لحظات دلواپسی در این ثانیه های صبوری در این سالهای مهجوری دل ها به هوای تو در تلاطم است. از آن هنگام که عقد خود بر سینه ام افکندی وشکوفه ی محبتت بر درخت خزان زده ی دلم نشاندی در مجمر جانم آتش عشق تو افتاده تو روزی هزار بار از گذرگاه دلم عبور می کنی. در فراقت یعقوب وار می گریم و ایوب گونه شکیب دارم. مهدی جان |
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|