![]() |
![]() |
|
|
سلام من پروانه ام و با درخواست نرگس خانوم اومدم اینجا تا یه چیزهایی بگم نرگس جون دیگه نمی یاد دیگه نمی تونه بیاد یا شاید هم نمی خواهد بیاید... جملات آخر نرگس خانوم: یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد راهی نروم که بی راه باشد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را آرزومند تمام آرزو های شما نرگس و خواسته های آخرش این بود که حلالش کنید نمی دونم آقا مجید واسه چی این و گفتی ولی من پروانه را اینطوری دارم (من نمی دونم منظورش کدام آقا مجید ها بوده) آقای علی رضا گفتند به شما هم بگویم که اگه دوست داشتی وبلاگ را ادامه بده و اگر دوست نداشتی ادامه نده .... بله این حرفهای نرگس بود که در آخرین تماس تلفنی که باهم داشتیم گفتند ... خیلی باهاش کلنجار رفتم که نره ولی قبول نکرد... به هر حال دیگه اون رفته .... موفق باشید و ببخشید که من اینجا نوشتم ولی با درخواست نرگس خانوم بود... به امید روزی که نرگس جون من باز هم اینجا بنویسه .... پروانه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 8:4 توسط نرگس |
|
|
هر چه گل است، به سمت آمدن تو، نثار باد! هر چه شکفتن است از سوی دست های تو ، پایدار باد! هرچه گفتن است از نام و یاد تو ، پیوسته افزون و پربار باد! ای دلدار! ای محبوب عاشق این دیار! ای برترین یار! از ان زمان که مردمان،قابلیت تنفس وزندگی در حضور تو را از دست دادند، بر جان هر فرزانه ای آتشی در افتاد که همه ی وجودش را خاکستر کرد! همچنان که امروزه روز،نیز، پروانه های دلسوخته ی عشق تو، گرداگرد شمع یاد تو و نام تو می چرخند و بر زبان همه ی عاشقان نام تو می درخشد،ای مولا ! ای کاش، پیشینیان می دانستند که در حضور تو چگون باید باشند،تا ما را به غیبت رویت مبتلا نکنند! و ای کاش بتوانیم عوامل باز دارندۀ ظهور تو را باز شناسیم و با زدودن آن ها، دست به کاری بیازیم که خداوند دانا، به ما لیاقت دیدارت را ای مولا، عنایت فرماید. «آمین یا رب العالمین» (نرگس)
سلام همراهان گرامی احساستون نسبت به متن زیر چیه؟متشکرم وقتی حَسَنین(ع) مریض شدند، علی (ع) به امر پیغمبر نذر کرد که اگر شفا یابند سه روز روزه بدارند،فاطمه(س) ، حَسَنین(ع) و فضه هم نذر کردند. چون شفا یافتند،همه روزه گرفتند.شب اول فقیری،شب دوم یتیمی و شب سوم اسیری بر در خانه سوال کرد. علی(ع) نان جوینی که به قرض از یهود مهیا کرده بود، هر سه شب به سائلان داد.فاطمه(س) و دیگران نیز اقتدا کردند وهمگی با آب افطار نمودند.. روز چهارم پیامبر به دیدارشان رفت و آنان را به ان حال دید که زردی به سیمایشان نشسته و اندامشان از ناتوانی و گرسنگی می لرزید. در همین حال جبرئیل،امین وحی نازل وحضرت را به خاطر داشتن چنین اهل بیتی تبریک گفت و آیــات سوره انسان (هل اتی...) و مائده بهشتی بر ایشان نازل فرمــود تا مزدی باشد بر ایثــاری بی نظیر. روحی فداهم... (علیرضا)
وظایف ما در عصر غیبت زُراره از شاگردان مورد اطمینان امام صادق(ع) از حضرت می پرسد:قربانت گردم اگر زمان غیبت امام عصر(عج) را درک کنم وظیفه ام چیست و چه کنم؟ امام صادق (ع) می فرمایند: با این دعا از خدا چنین در خواست کن: « اَللَّهُمَّ عَرِّفنی نَفسَک، فَاٍنَّکَ إن لَم تُعَرِفنی نَفسَکَ لَم أعرِف نَبیَّکَ، اللَّهُمَّ عَرِّفنی رسُولَک، فَاٍنَّکَ إن لَم تُعَرِّفنی رَسُولَک لَم أعرِف حُجَتَکَ، اللَّهُمَّ عَرَّفنی حُجَتَکَ، فَاٍنَّکَ إن لَم تُعَرِّفنی حُجَتَکَ ضَلَلتَ عَن دینِی» « خدایا خودت را به من بشناس، زیرا اگر تو خودت را به من نشناسانی،پیامبر تو را نشناسم، خدایا رسولت را به من بشناسان، زیرا اگر تو رسولت را به من نشناسانی، حجت تو (امام بعد او) را نشناسم، خدایا حجت وامام خود را بر من بشناسان، زیرا اگر او را به من نشناسانی از راه راست دینم، گمراه می گردم». (اصول کافی/ج1/ص337) (نرگس)
|
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 6:6 توسط |
|
|
صفحه نخست ايميل عليرضا آرشيو |
| درباره وبلاگ |
در این غروب بی کسی
در این کوچه پس کوچه های حیرانی در این لحظات دلواپسی در این ثانیه های صبوری در این سالهای مهجوری دل ها به هوای تو در تلاطم است. از آن هنگام که عقد خود بر سینه ام افکندی وشکوفه ی محبتت بر درخت خزان زده ی دلم نشاندی در مجمر جانم آتش عشق تو افتاده تو روزی هزار بار از گذرگاه دلم عبور می کنی. در فراقت یعقوب وار می گریم و ایوب گونه شکیب دارم. مهدی جان |
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|